نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.

2 ;کارشناسی ارشد مترجمی زبان عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی

10.48310/alle.2026.4844

چکیده

امروزه ارتقاء کیفیت یادگیری تنها از مسیر انتقال اطلاعات نمی‌گذرد، بلکه مستلزم پرورش اندیشه و توانمندسازی فراگیران در سطوح عالی شناختی است. راهبردهای تدریس مبتنی بر تفکر، به‌ویژه در آموزش زبان‌های دوم، به‌عنوان یکی از مؤثرترین شیوه‌های نوین آموزشی، بستر رشد تفکر از جمله تفکر نقادانه و خلاقانه را فراهم می‌سازند. زبان عربی، با ویژگی‌های زبانی منحصربه‌فرد خود همچون ساختار نحوی پیچیده و واژگان گسترده، مستلزم رویکردی آموزشی است که از سطح حافظه‌محور فراتر رفته و به ساحت تحلیل، تفسیر و کاربرد بینجامد. در همین راستا این پژوهش با بهره­گیری از رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی می­کوشد تا از خلال تجربه‌های زیسته معلمان عربی، ضمن واکاوی چگونگی به‌کارگیری راهبردهای تفکر در تدریس زبان عربی، شیوه‌های به‌کارگیری این راهبردها، چالش‌ها، فرصت‌ها و پیامدهای آن در فرایند یاددهی ـ یادگیری زبان عربی را مشخص سازد. این تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری و از طریق مصاحبه­ نیمه ساختاریافته عمیق با چند تن از مدرسان مقطع متوسطه انجام شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که معلمان در تدریس زبان عربی قائل به استفاده از چهار راهبرد اصلی شامل راهبردهای تفکر بصری و سازمان‌دهی مفاهیم (نقشه‌های ذهنی)، راهبردهای تفکر مشارکتی و گروه‌محور (کندوهای یادگیری)، راهبردهای تفکر مبتنی بر مرور و تثبیت و راهبردهای تفکر فراشناختی هستند. با این حال، موانعی جدی از جمله کمبود آموزش تخصصی، محدودیت زمانی و کمبود منابع، به‌کارگیری کامل و مؤثر این راهبردها را با چالش مواجه ساخته است. به‌کارگیری راهبردهای تفکر توسط معلمان زبان عربی، اگرچه با چالش‌هایی همراه است، اما می‌تواند منجر به خروج آموزش این زبان از حافظه‌محوری و حرکت به سمت یادگیری عمیق، پایدار و تحلیلی شود.
 

کلیدواژه‌ها