نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 گروه آموزش زبان و ادبیات عرب، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
چکیده
زبانشناسی تماسی علمی میانرشتهای است که به مطالعه شیوه و میزان تماس زبانها میپردازد و در نیمه دوم قرن بیستم پایهگذاری شده است. توماسون و کوفمن (1988) معروفترین فرضیه را برای تماس زبانها در سه سطح ارائه دادهاند. معمولترین شیوه نفوذ زبانها، در شرایط همجواری، تبادل واژگانیست. زبانهای فارسی و عربی در نخستین سطح آمیختگی زبانی قرار دارند و اگرچه از دو خانواده زبانی متفاوت هستند؛ درزمینهٔ دادوستد واژگانی در دورههای مختلف زبان فارسی، بر یکدیگر تأثیر داشتهاند. آمیختگی این دو زبان، منجر به تبادل وامواژههای بسیاری گردیده است. بسیاری از وامواژههای عربی، هنگام ورود به زبان فارسی دستخوش تحولات معنایی شدهاند. این پژوهش توصیفی با رویکرد کمی، انواع وامواژههای عربی در زبان فارسی را که در برنامه درسی زبان عربی هفتم متوسطه گنجاندهشده، به همراه انواع تحولات معنایی آنها از زبان مبدأ به مقصد، بررسی میکند. واحد بررسی اسم و فعل بود. یافتهها نشان داد که میزان کاربرد وامواژههای عربی در متن، به نسبت واژگان عربی در ده درس کتاب 16% و حدود یک پنجم (⅕) کل واژههای پیکره است. 94% وامواژهها اسم و 6% فعل بودند. تعیین نوع تحولات معنایی وامواژگان عربی در پیکره پژوهش نشان داد که سه شیوه وامگیری معادل مدلول اولیه (5/90 درصد)، تخصیص معنایی (3/7 درصد) و گسترش معنایی (2/2 درصد) در برنامه درسی گنجانده شده است؛ اما وامواژهای که دچار تغییر معنایی شده باشد، یافت نشد. تغییر معنایی یکی از خاستگاههای خطای درک معنای واژه است و تأثیر منفی بر یادگیری زبانآموزان دارد. نظر به اینکه پربسامدترین وامواژههای عربی در زبان فارسی، به گروهی تعلق دارد که دستخوش تغییر معنایی میشوند، عدم وجود این نوع از وامواژهها در برنامه درسی، نشان از آگاهی مؤلفین کتاب از تداخل تغییرات معنایی وامواژهها در زبان مقصد دارد.
کلیدواژهها