نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 فارغ التحصیل رشته زبان و ادبیات عرب دانشگاه لرستان
2 دکتر عاطی عبیات دانشیار گروه آموزشی زبان وادبیات عرب، دانشگاه فرهنگیان، تهران ایران
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف تحلیل عملکرد دانش آموزان هنرستان در درس عربی با تلفیق نظریه یادگیری بلوم سیمپسون (حیطههای شناختی، عاطفی و روانی-حرکتی) و نظریههای انگیزشی (ابزاری، عملکردی و تلفیقی) انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع ترکیبی (آمیخته) بود که به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شد. جامعهی آماری شامل 200 دانشآموز پایه یازدهم هنرستان از رشتههای مختلف بود که به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامههای استاندارد انگیزش (ابزاری، عملکردی و تلفیقی)، آزمونهای عملکردی مبتنی بر سطوح ششگانهی شناختی بلوم. دادههای کمی با استفاده از آزمونهای t مستقل، تحلیل واریانس، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون در نرمافزار SPSS تحلیل شدند، در حالی که دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. روایی ابزارها از طریق روایی محتوا و پایایی آنها با ضریب آلفای کرونباخ (بالای 0.7 برای همهی مقیاسها) تأیید شدیافته های پژوهش: عملکرد ضعیف در سطوح بالایی انگیزش ابزاری (تحلیل: 32%، ارزیابی: 28%، خلق: 19%).و همبستگی مثبت معنادار سطح شناختی با انگیزش تلفیقی (r=0.62, p<0.01).انگیزش ابزای: میانگین بسیار پایین (1.8/5 با انحراف معیار 0.6). 88%عدم ارتباط محتوا با نیازهای شغلی را گزارش کردند. میانگین متوسط (3.1/5) با تأکید بر نمره و تأیید معلم. رابطه معکوس با عملکرد در سطوح بالای شناختی (r=-0.41, p<0.05.. انگیزش تلفیقی: میانگین پایین (35/2). و انحراف معیار%6 و رابطه قویبا هملکرد روانی- حرکتی. نتیجه این پژوهش نشان می دهد سیستم آموزشی فعلی در تحقق اهداف سطوح بالا بلوم ناموفق بوده است و غلبه انگیزش حفظ کردن مطالب بر سایر انگیزش ها نشان می دهد.
کلیدواژهها