نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

سایر

10.48310/alle.2025.18593.1221

چکیده

زبان‌شناسان رابطه‌ی معنا با صوت را نه تنها مستقل از هم نمی‌دانند؛ بلکه بر ارتباط و تأثیر‌گذاری آن بر معنا تاکید می‌ورزند. مبحث صوت را می‌توان در راستای شناخت روان متکلم در مسیر رسیدن به معنا تبیین کرد؛ این فرضیه را می‌توان در قابلیت داستان در سوره-های قرآن، مخصوصا دو سوره کهف و یوسف سنجید؛ لذا این پژوهش بر آن است تا از طریق توصیف، ارتباط معنا با صوت ( واج و هجا) را که به مسیر شناخت معنا منتهی می-شود، بررسی کند. آنچه در این پژوهش نویسنده بدآن دست یازید را می‌توان این گونه بیان نمود که واج و هجا نقش پیش برنده‌ای برای مخاطب ایفا می‌کند؛ بدین بیان که با استفاده از « نبر » و «تنغیم » -که مؤلفه‌ی تنظیم میزان صعود صدا هستند- می‌توان به شناخت معنا رسید و با استفاده از بلندی و کوتاهی انواع هجا‌ها می‌توان به شناخت منطقی روان متکلم قبل از هر چیز نائل آمد. جلوه‌های این مهم را می‌توان در موسیقی تشنج‌زای برادران یوسف در تعامل با یعقوب نبی و موسیقی اصوات در داستان صاحبان باغ و موارد دیگر این دو سوره مشاهده کرد.

کلیدواژه‌ها