نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استان کردستان- شهرستان مریوان- دانشگاه پیام نور مریوان
2 دانشگاه ادیان و مذاهب
3 شهید چمران اهواز
4 دانشگاه تهران
چکیده
نوشتار زنانه یا زنانهنویسی از مفاهیم مهم مطرح در حیطۀ نقد ادبی معاصر است که مورد توجه زبانشناسان و جامعهشناسان قرار گرفته است. ادبیات زنانه با تلاش زنان برای دست یافتن به حقوقی مساوی با مردان شکل گرفت و به عنوان بخشی از نقد فمنیستی در میانۀ قرن بیستم به وجود آمد. رابین لیکاف، از زبانشناسان مهم در این حیطه، نوشتار زنانه و مردانه را دارای تفاوتهای خاصی میداند که علاوه بر مسائل درونی نویسنده، به عوامل بیرونی چون جنسیت، نژاد، محیط جغرافیایی و... بستگی دارد. در این مقاله بازنمایی نظریۀ DSL رابین لیکاف در رمانهای الحفیدة الأمریکیة از انعام کجهجی و عازف الغیوم از علی بدر به روش توصیفی – تحلیلی در دو لایۀ واژگانی و نحوی مورد بررسی قرار گرفته تا مشخص شود که الگوهای نوشتار زنانه و مردانه در این دو رمان تا چه میزان قابل بازنمایی هستند و از نظر زبان و جنسیت این دو رمان چه شباهتها و چه تفاوتهایی دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که زبان و جنسیت زنانه و مردانه با هم تفاوت داشته و متن نیز تحت تأثیر جنسیت نویسنده قرار میگیرد و معیارهای هر کدام از زبان زنانه و مردانه در سطح واژگانی و نحوی با نظریۀ لیکاف تقریباً هماهنگ است و در مواردی این تناسب دیده نشده که مواردی چون؛ چگونگی محیط نویسنده، شرایط اجتماعی حاکم بر عصر رمان، نوع اتفاقات و به طور کلّی
کلیدواژهها